📄
دارم همینطور که زیر قطرات بارون خیس میشم و روی نیمکت آشنا نشستم، به نوشتن فکر میکنم. سه تا سگ که به نظر با هم رفیق میاومدن از مقابلم به طرز متمدنانهای رد شدن. بسته پستی بین دستام و پای راستم داره خیس میشه.
باید چتر برای خودم بگیرم.
دارم همینطور که زیر قطرات بارون خیس میشم و روی نیمکت آشنا نشستم، به نوشتن فکر میکنم. سه تا سگ که به نظر با هم رفیق میاومدن از مقابلم به طرز متمدنانهای رد شدن. بسته پستی بین دستام و پای راستم داره خیس میشه.
باید چتر برای خودم بگیرم.